بعداز تولد امیرحسین عزیزم خیلی دردها رو تحمل کردم وخیلی اذیت شدم تا بچم ی کم خودشو بگیره.تازه همه چی روبراه شده بود و ما بی نهایت خوشحالو اروم بودیم.تا اینکه بحث کارم پیش اومد و این اوضاع تا بحال تو زندگیم انقد کلافه و بلاتکلیف نبودم.بازم خداروشکر که علی همه جوره همراهمه و حمایتم میکنه.بازم خداروشکر که خانوادهامون پشتمونن و نمیزارن تنها بمونیم.اما بااین اوصاف بیشتر از همه این منم که باید سختی زیادی رو تحمل کنم و بیشتراز همه غصه بخورم و استرس داشته باشم.هرچند خداروشاکرم بابت کارم اما کاش ی کم دیگه گذشته بود کاش بچم بزرگتر بود.کاش حداقل چند تا همکار داشتم کاش و کاش و کاش...اصلا نمیدونم چی پیش میاد خیلی سردرگمیم هممون نمیدونیم چکار کنیم نمسدونیم چ کاری درستع چ کاری نادرست.فک میکنم این بزرگترین چالش زندگیمونه...خدایا خودت کمکون کن ...


[ بازدید : 60 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]
[ جمعه 27 مرداد 1396 ] [ 18:31 ] [ tabasom ]

تولد امیرحسین عزیزم


بلخره بعداز کلی انتظارو استرس و دکترو سختیا و زجرها،فردا فرزند عزیزتراز جانم ب دنیا میاد.امیرحسین عزیزم نمیتونی حتی تصور کنی چقد و چقد و چقد لحظه شماری کردیم برای دیدنت.هرشب خابت رو میدیدم که تو بغلمی و فردا این موقعه همه چی تموم میشه و تو در کنارمونی.بی نهایت خوشحالم و خدارو شکر میکنم.انشالله که همه چی خوب پیش بره و همیشه صحیح و سالم باشی...خدایا ممنونم ازت و هزاران بار شکر...


[ بازدید : 85 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]
[ جمعه 12 خرداد 1396 ] [ 15:08 ] [ tabasom ]


ادم تو زندگی زورش ب بعضی چیزا نمیرسه مثل زمان،هرچقدر که تو عجله داشته باشی یا هرچقد که بخای زمان کند بگذره هیچ فایده ای نداره و عقربه های ساعت و گردش روز خیلی راحت و با ارامش مث همیشه میگذرن و وای ب روزی که منتظر باشی حس میکنی از لج تو هست که زمان نمیگذره.این روزا فقط دلم میخاد زمان زودتر بگذره و برسم به 13 خرداد و تولد امیرحسین.چون منتظریم خیلی زمان کندددددددد می گذرد و این برام کلافه کنندست.مدام روزا و تاریخا رو میشمارم و هی حساب کتاب میکنم و ب این فک میکنم هفته دیگه این موقع امیرحسین یک روزش هست و بعداز 9ماه چشم انتظاری میتونیم ببینیمش.روزای اخر خیلی سخت میگذره امیدوارم ب امید خدا ب سلامتی بگذره و امیرحسین سالم بدنیا بیاد.انشالله...
[ بازدید : 71 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]
[ يکشنبه 7 خرداد 1396 ] [ 7:38 ] [ tabasom ]


16 روز مونده تا تولد امیرحسین.خدایا خودت کمک کن تا ب سلامت بگذره و باارامش.و بچم صحیح و سالم باشه...
[ بازدید : 68 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]
[ چهارشنبه 27 ارديبهشت 1396 ] [ 11:37 ] [ tabasom ]

تولدم


یکسال دیگه گذشت و رسیدم ب روز تولدم.امروز با 23سالگی وداع میکنم و وارد 24 سالگی میشم.هرسال شاید خیلی شورو هیجان بیشتری داشتم و تعصب خاصی رو تولدم اما امسال اینطور نیست.انقدر منتظر تولدفرزندم هستم که هیچ تاریخ و مناسبتی برام اهمیت نداره.24 روز دیگه امیرحسین ب جمع ما اضافه میشه و این بهترین کادوی زندگیمه که خدا بهم داده.چون این روزا خیلی منتظرم خیلی خیلی دیر میگذره دوست دارم چشم بهم بزنم و 13 خرداد باشه و امیرحسین صحیح و سالم بدنیا اومده باشه...انشالله...


[ بازدید : 77 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]
[ سه شنبه 19 ارديبهشت 1396 ] [ 7:20 ] [ tabasom ]

.........


حدود40 روز دیگه قراره که امیرحسین بدنیا بیاد.انقد منتظریم و انقد روزها برام سخت و دیر میگذره که حد نداره.کاش چشم باز میکردم و امروز 9 خرداد بودو قرار بود فردا عمل بشم.هرچند با مشکل جدیدی که برام پیش اومده هیچ چیز قابل پیش بینی نیست.خدایا تا حالا که لطف کردی و اتفاقی نیفتاد انشالله این 5 هفته هم بسلامت بگذره.دوس داشتم باارامش بیشتری هفته های اخر رو بگذرونم ولی با اتفاقاتی که می افته نمیتونم خیالم راحت باشه.

این دوران بارداری داره تموم میشه با تماممم سختیهایی که کشیدم زجرو غصه ها و دردها و اتفاقات عجیب و غریب خدارو شکر میکنم که باهمه این احوال بازم هم خدا خودش نگهدار بچم بود و مشکلی پیش نیومد هزاران بار شکر.

در تمام این مدت هرگز محبت ها و رسیدگی های مادرو خاهرم.توجهات پدرم.نگرانی و پیگیری های بردرانم.و خوشحالیه بی حدواندازه الیاس و خانوادش اینا هرگز فراموشم نمیشه.

بی شک بچه دار شدنمون یکی از بهترین و شیرینترین اتفاقات زندگیمون بوده و چ لذتی ببرم وقتی پسرم بزرگ بشع و باهاش کلی خوش بگذرونم

خدایا شکرت شکرت شکرت


[ بازدید : 64 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]
[ شنبه 2 ارديبهشت 1396 ] [ 10:14 ] [ tabasom ]

.......


اخرین روزای سال 95 رو داریم سپری میکنیم با تمام اتفاقاتش برای من ی ساله خیلی خیلی خوب بود.از حاملگی تا انتقالیه علی و استخدامیم و... فک میکنم بهتر از این نمیشه که البتع همه اینارو مدیون الطاف الهی هستم.و با تمام وجودم شکرگزارم.اگر روزی هزار بارم بگم شکر بازم کمه.همه چی عالیه و من چقدررر خوشحالم خدایا امیدوارم همه چی همینطور خوب پیش بره و تو سال جدید ی عاااالللمه اتفاق خوب منتظرمون باشه.

از ته دلم دعا میکنم برای تمام ادمایی که مشکل سلامتی دارن اونایی که مشکل اقتصادی دارن اون جوونایی که مشکل مسکن دارن.افرادی که مشکل ازدواج دارن.خدایا ب همه کمک کن درکنار اونا ب خانوادمم سلامتی بده که بزرگترین نعمته.



[ بازدید : 71 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]
[ يکشنبه 22 اسفند 1395 ] [ 8:52 ] [ tabasom ]


چقدر خوشحالم و خوشبخت که علی در کنارم.چقدر ذوق میکنم و بی نهایت خوشحالم برای پسرم که دنیای منه.چقد دوس دارم زود زود زود زود بگذره این چن ماهو امیرحسینم ب دنیا بیاد.این روزا خوشبختیم تکمیله.ممنونم ازت خدای خوبم..

چن روزیه که یاد میلاد افتادم و افشار دلم براشون تنگه خصوصا برای میلاد خیلی دوس دارم باهاشون حرف بزنم اما...اگه قرار باشه فقط ی نفرو ی بار دیگه تو مجازی ببینم حتما میلاد خاهد بود.نمیدونم کی میتونم باخودم و حرفاش کنار بیام و ی بار بهش پیام بدم الان 9 ماهه که گذشته.شاید بهتره باشه صب کنم و اجازه بدم زمان ببشتری بگذره نمیدونم هعی خدا...


[ بازدید : 74 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]
[ پنجشنبه 28 بهمن 1395 ] [ 9:31 ] [ tabasom ]

الهی شکر


خدایا بابت همه چی از ته قلبم شکرت میکنم و این روزا ب شدت احساس خوشحالی و خوشبختی میکنم.الهی همه چی همینطور پیش بره برای همیشه.خدایا هزاران هزاران هزاران مرتبه شکر.بخاطر خانوادم همسرم و فرزند عزیزدلم.

بی صبرانه منتظر بهترین اتفاق زندگیمون تولد فرشته کوچولومون هستیم.

انشالله که به خیری و خوشی...


[ بازدید : 84 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]
[ جمعه 15 بهمن 1395 ] [ 9:05 ] [ tabasom ]


این روزا خیلی ناراحتم خیلی گرفتم و تو فکرم فکر زندگی فکر مشکلاتمون گاهی میگم خدایا مگه من چیز زیادی ازت خاستم یا چیز بدی خاستم که انقد باید براش سختی بکشم.هرچند با تمام مشکلات هرلحظه بخاطر وجود امیرحسین در وجودم خدارو هزاربار شکر میکنم اما دلم ی ارامش میخاد ی شرایط مساعد.

دوتا تجربه ب تجربیات اضاف شد اونم اینه که اول هرگز نباید درمورد مشکلات زندگیت باهیچ کس حتی خانوادت صحبت کنی.چون فقط مشتت وا میشه وگرنه کسی نمیتونه کاری کنه.دوم اینکه هرگز ادم نباید از اطرافیانش ب هیچ عنوان هیچ انتظاری داشته باشه.وقتی انتظاری نداشته باشی خیالتم اسودس و به این راحتی از کسی دلگیر نمیشی.

بیخیال همه اینا امیرحسین الان وارد 15هفتگی شده و من با تمام وجودم عشق میکنم و لذت میبرم از اینکه دروجودمه و داره کم کم بزرگ میشه.خدایا هزاران مرتبه شکر..


[ بازدید : 71 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]
[ دوشنبه 22 آذر 1395 ] [ 20:08 ] [ tabasom ]