شب یلدای خیلی بدی بود.ب شدت ناراحتم و دوس ندارم هیچ وقت در اینده مرورش کنم.هرچند که مطمینم بارها و بارها دربارش حرف زده میشه و فقط پیش خودم میگم ای کاش اون اتفاقات نیفتاده بود.ای کتش طاها تو اتاق نمونده بود و درنمیشکست ای کاش طاها شیطنت نکرده بود و شیشه کتاب خونه نمیشکست و ای کاش لااقل امشب خود مهرداد اینجا بود و قضیه بهتر تموم میشد.دلم بینهایت برای خاهرم و حودم میسوزه.ب درک که برادرامون از ما خیلی پولدارترن.ب درک که بابامون پولداره.بیچار شوهرای ما خب در همین حد دارن.چقد مقایسه و چقد ترحم.خدایا تو نزار دنیا همینطور بمونه.تو کمک کن ب خاهرم.از ته دلم دوسش دارم.خدایا تو کمک کن....


[ بازدید : 98 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]
[ جمعه 1 دی 1396 ] [ 0:47 ] [ tabasom ]
hhh1396/11/8 ساعت 22:13
نام :
ایمیل :
آدرس وب سایت :
متن :
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) =D> :S
کد امنیتی : ریست تصویر